پژوهشكده تحقيقات اسلامى

113

سرداران صدر اسلام (فارسى)

بنىهاشم نامه نگارى مىكرد . ابن عباس كه از سران بنى هاشم به شمار مى آمد ، از اين قاعده بر كنار نبود و هر از گاهى پيك معاويه نامه‌اى به دستش مىداد . معاويه به حكم دشمنى ديرينه‌اش باخاندان وحى ورسالت ، درنامه‌هاى خود ، زبان طعن وافترا ودروغ بافى گشوده ، استدلال‌هاى ميان تهى را پيش مىكشيد ، و نهايت كوشش خود را در انكارحق خلافت و امامت اهل بيت عصمت و طهارت به كار مىبرد . ابن عباس مانند ساير بنى هاشم ، نامه‌هاى معاويه را بى كم وكاست پاسخ گفته ، وياوه سرايىهاى او را با استدلالى قوى ومتين رد مىكرد . ابن عباس در يكى از اين نامه‌ها ، در پاسخ به معاويه كه درنامه‌اش سخن از طلحه وزبير به ميان آورده و براى آنان اشك تمساح ريخته بود ، چنين مىنويسد : « . . وامّا در بارهء طلحه وزبير ، بايد بگويم كه آنها در حق عثمان شرارت كردند ، و او راسخت در فشار گذاشتند ، آنگاه بيعت خود را باعلى عليه السلام شكستند ، و براى رسيدن به حكومت وقدرت قيام كردند . با آنان به دليل بيعت شكنى شان جنگيديم ، همان گونه كه باتو به خاطر ياغىگرىات پيكار كرديم . » « 1 » ابن عباس و عمروعاص ابن عباس با معاويه و سردمداران دستگاه حكومتى او ستيزى سخت داشت ، عمروعاص كه مرد شمارهء دوى دستگاه معاويه به شمار مىرفت هيچ گاه از سخنان آتشين وافشاگرانهء ابن عباس درامان نبود وپيوسته از سوى ابن عباس نكوهش وتحقير مى شد .

--> ( 1 ) . الغدير ، ج 9 ، ص 105 .